حجت الاسلام والمسلمین مجتبی داوودی ، نویسنده کتاب سیره و سبک زندگی امامان شیعه و پژوهشگر دینی در گفت وگو با ایکنا از خراسان رضوی به بررسی نقش تاریخی امام جعفر صادق(ع) در شکل گیری تمدن اسلامی پرداخت و با تشریح شرایط سیاسی، علمی و اجتماعی دوران زندگی آن حضرت اظهار کرد: راز ماندگاری امام صادق(ع) در تبدیل یک فرصت تاریخی به نهضتی ماندگار در عرصه علم، تربیت انسان و استقلال فکری نهفته است.
حجت الاسلام والمسلمین مجتبی داوودی، نویسنده کتاب سیره و سبک زندگی امامان شیعه و پژوهشگر دینی در گفت وگو با ایکنا از خراسان رضوی به بررسی نقش تاریخی
امام جعفر صادق(ع) در شکل گیری تمدن اسلامی پرداخت و با تشریح شرایط سیاسی، علمی و اجتماعی دوران زندگی آن حضرت اظهار کرد: راز ماندگاری امام صادق(ع) در تبدیل یک فرصت تاریخی به نهضتی ماندگار در عرصه علم، تربیت انسان و استقلال فکری نهفته است. وی با اشاره به ولادت امام جعفر صادق(ع) در سال 83 هجری قمری در شهر مدینه بیان کرد: این مقطع یکی از حساس ترین دوره های تاریخ اسلام به شمار می رفت، زیرا آن حضرت در دوره انتقال خلافت از بنی امیه به بنی عباس متولد شدند. ولادت ایشان هم زمان با خلافت ولید بن عبدالملک بود؛ دوره ای که هرچند توسعه طلبی های نظامی و تجمل گرایی اشرافی به اوج رسیده بود، اما در پس این ظاهر، شکاف های عمیق طبقاتی و قبیله ای جامعه اسلامی روزبه روز گسترده تر می شد. نویسنده کتاب سیره و سبک زندگی امامان شیعه ادامه داد: بخش تعیین کننده این برهه تاریخی فاصله میان ولادت تا آغاز امامت امام صادق(ع) بود. ایشان دوران رشد خود را در اوج سرکوب علویان توسط حکومت اموی سپری کردند، اما از سال 132 هجری و هم زمان با آغاز امامتشان، بزرگ ترین تحول سیاسی جهان اسلام یعنی سقوط بنی امیه و استقرار
حکومت بنی عباس رخ داد؛ رخدادی که زمینه ساز ایجاد فضای متفاوتی برای فعالیت های علمی شد. وی با بیان اینکه امام صادق(ع) با هوشمندی از خلأ قدرت و درگیری های داخلی میان حکومت پیشین و حکومت تازه تأسیس استفاده کردند، افزود: عباسیان در سال های نخست استقرار حکومت خود سرگرم تثبیت قدرت و حذف رقبای سیاسی و نظامی بودند و همین مسئله موجب شد فضایی نسبتاً باز برای فعالیت های علمی پدید آید، هر چند منصور عباسی پس از تثبیت قدرت، فشارها را افزایش داد، اما همان دهه های نخست خلافت عباسی فرصت طلایی برای گسترش نهضت علمی امام صادق(ع) فراهم کرد. این پژوهشگر دینی با اشاره به آثار این شرایط تاریخی بر زندگی علمی امام صادق(ع) گفت: نخستین پیامد این وضعیت آن بود که مردم در دوران آشفتگی و بی ثباتی سیاسی به دنبال آرامش فکری و مرجعیت معنوی بودند. امام صادق(ع) نیز به جای ورود به جنگ های قدرت، مسیر دیگری را برگزیدند. حتی زمانی که ابومسلم خراسانی، رهبر قیام عباسیان، طی نامه ای از ایشان خواست به این قیام بپیوندند، امام دعوت او را نپذیرفتند و به جای ورود به تنش های سیاسی، جنگ نرم علمی را انتخاب کردند و مدینه را به بزرگ ترین قطب علمی جهان اسلام تبدیل ساختند. داوودی دومین عامل را بهره گیری از ثبات نسبی آغاز خلافت عباسی دانست و افزود: این فرصت به امام اجازه داد بیش از چهار هزار شاگرد در رشته های مختلف علمی تربیت کنند؛ شاگردانی که بعدها بسیاری از آنان خود به پایه گذاران جریان های علمی و فکری تبدیل شدند. امام صادق(ع) در این مقطع تاریخی نقش پل ارتباطی میان مکتب حجاز و بغداد را ایفا کردند و برخلاف بسیاری از امامان پیش و پس از خود، فرصت تدوین یک مکتب فکری جامع را به دست آوردند. این پژوهشگر دینی با مقایسه شرایط امام صادق(ع) با دیگر ائمه اطهار(ع) تصریح کرد: بسیاری از امامان پیش از ایشان درگیر جنگ های داخلی بودند و امامان پس از ایشان نیز غالباً در زندان یا تحت شدیدترین نظارت های سیاسی قرار داشتند، اما امام صادق(ع) توانستند از فاصله میان بحران های بنی امیه و بنی عباس بهره بگیرند و نوعی دانشگاه سیار و متمرکز را بنیان گذاری کنند؛ فرصتی که دیگر امامان از آن برخوردار نبودند. وی با اشاره به گستره شاگردان امام صادق(ع) گفت: شخصیت هایی مانند جابر بن حیان، هشام بن حکم، ابوحنیفه و مالک بن انس، که دو تن از آنان بنیان گذاران مذاهب فقهی اهل سنت هستند، از محضر امام بهره بردند و این مسئله نشان می دهد حوزه علمی امام منحصر به شیعیان نبود، بلکه همه مذاهب، فرقه ها و جریان های فکری از دانش ایشان استفاده می کردند؛ ویژگی ای که در هیچ یک از دوره های دیگر ائمه به این گستردگی مشاهده نمی شود. نویسنده کتاب سیره و سبک زندگی امامان شیعه با بیان اینکه یکی از بزرگ ترین نوآوری های امام صادق(ع) تحول در روش استنباط فقهی بود، اظهار کرد: برخلاف فقه سنتی که بیشتر بر ظاهر نصوص تکیه داشت، امام صادق(ع) فقه را با اصول عملی پیوند زدند و قواعدی مانند اصالت برائت و استصحاب را مطرح کردند و به این ترتیب فقه دیگر صرفاً مجموعه ای از احکام نبود، بلکه به ابزاری برای مدیریت زندگی پویای مسلمانان تبدیل شد و همین رویکرد، فقه شیعه را از دیگر مکاتب فقهی متمایز ساخت. وی افزود: در شرایطی که برخی تلاش داشتند امام را وارد منازعات قدرت کنند، ایشان با حفظ استقلال علمی خود، از همراهی با جناح های سیاسی پرهیز کردند و همین استقلال سبب شد میراث علمی امام نه به عنوان یک بیانیه سیاسی، بلکه به صورت یک دایرةالمعارف عقلانی و نقلی برای همیشه در تاریخ باقی بماند. داوودی با اشاره به اینکه امام صادق(ع) به دلیل مدیریت فرصت تاریخی، تربیت نخبگان، نوآوری در روش استنباط و استقلال راهبردی، تنها یک فقیه نبودند، بلکه شخصیتی تمدن ساز به شمار می آیند، گفت: به همین دلیل است که در میان ائمه، ایشان را رئیس مذهب شیعه می نامند، زیرا بنیان یک مکتب کامل فکری را پی ریزی کردند. نویسنده کتاب سیره و سبک زندگی امامان شیعه، در ادامه به راز ماندگاری شخصیت امام صادق(ع) پرداخت و اظهار کرد: اگر بخواهیم این راز را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت ایشان نه فقط معلم، بلکه هنرمند تربیت انسان بودند و این ویژگی را می توان در سه سطح اساسی بررسی کرد؛ سطوحی که امروز نیز جامعه اسلامی به شدت به آن نیاز دارد. نخستین ویژگی تواضع هوشمندانه است و با وجود آنکه امام صادق(ع) بزرگ ترین عالم عصر خود بودند، هرگز علم را امری غیرقابل نقد معرفی نکردند. نقل شده است که به شاگردان خود می فرمودند هر سخنی را که از من شنیدید، با عقل خود بسنجید و اگر مخالف قرآن بود، آن را نپذیرید. این نگاه، نمونه ای کم نظیر از فروتنی روش شناختی است و به مسلمانان می آموزد که علم زمانی ارزشمند است که در کنار عقل قرار گیرد. وی دومین ویژگی را پیوند عقل و قلب عنوان کرد و افزود: در عصر امام صادق(ع)، از یک سو ظاهرگرایان افراطی تنها به متن توجه داشتند و از سوی دیگر باطنی گرایان عقل را کنار گذاشته بودند، اما امام راه سومی را گشودند و فقه عقلانی و عاشقانه را بنیان نهادند. ایشان پایه های علم کلام و منطق را در حوزه های اسلامی استحکام بخشیدند و به شاگردان خود آموختند که شناخت خدا هم به استدلال عقلی نیاز دارد و هم به تزکیه نفس. این پژوهشگر دینی سومین ویژگی را رعایت کرامت انسانی حتی نسبت به مخالفان دانست و گفت: نقل شده است که فردی ناصبی با لحنی تند با امام سخن گفت، اما حضرت با لبخند پاسخ دادند و در پایان به همراهان خود دستور دادند اگر آن فرد نیاز مالی دارد، مشکلش را برطرف کنند. هنگامی که شاگردان از این رفتار تعجب کردند، امام فرمودند او با ما دشمنی دارد، اما ما وظیفه داریم کرامت انسانی او را حفظ کنیم که این رفتار نشان می دهد الگوی اخلاقی امام در عمل و در مدیریت تعارض های انسانی جلوه پیدا می کرد. داوودی چهارمین ویژگی را جامعیت علمی امام صادق(ع) دانست و اظهار کرد: ایشان تنها در فقه و کلام صاحب نظر نبودند، بلکه در حوزه هایی مانند شیمی، پزشکی، نجوم و گیاه شناسی نیز صاحب دیدگاه بودند. جابر بن حیان بارها در آثار خود از رهنمودهای علمی امام یاد کرده و این نگاه میان رشته ای همان چیزی است که جهان امروز نیز به آن نیاز دارد، یعنی عبور از مرزهای محدود تخصص و رسیدن به نگاه سیستمی به دانش. نویسنده کتاب سیره و سبک زندگی امامان شیعه با اشاره به سخن امام صادق(ع) مبنی بر اینکه هر کس علمش او را نرم خو نکند، علمش وبال اوست، گفت: همین تلفیق دانایی و مهربانی رمز جاودانگی شخصیت امام صادق(ع) است، زیرا در تاریخ بشر کمتر می توان نمونه ای یافت که علم و اخلاق تا این اندازه در کنار یکدیگر قرار گرفته باشند. داوودی در بخش دیگری از سخنان خود به چرایی حضور گسترده شاگردان و راویان در محضر امام صادق(ع) پرداخت و گفت: پنج عامل کلیدی سبب شد این نهضت علمی شکل بگیرد؛ عواملی که برخی از آن ها پیش از امام سابقه نداشتند. نخستین عامل خلأ معرفتی پس از سقوط بنی امیه است. مسلمانان در آن دوران دچار بحران هویت شده بودند، از یک سو از فقه درباری امویان فاصله گرفته بودند و از سوی دیگر عباسیان هنوز مشروعیت علمی خود را تثبیت نکرده بودند که در چنین شرایطی، امام صادق(ع) به عنوان شخصیتی که هم نسب هاشمی داشت، هم سابقه علمی روشن و هم فاصله از نزاع های قدرت، به مرجع فکری جامعه تبدیل شد. این پژوهشگر دینی دومین عامل را تحول در شیوه آموزش عنوان کرد و افزود: امام صادق(ع) برخلاف شیوه سنتی آموزش که بر حفظ مطالب تکیه داشت، فرهنگ پرسشگری را ترویج کردند، جلسات مناظره با حضور شاگردان و حتی مخالفان برگزار و دانش را به رشته های مستقلی مانند فقه، کلام و طب تقسیم کردند که این روش، شاگردان را از مقلد به محقق تبدیل کرد و بسیاری از آنها بعدها صاحب مکتب شدند. وی سومین عامل را سیاست درهای باز امام صادق(ع) دانست و اظهار کرد: بزرگ ترین تفاوت حوزه علمی ایشان، نگاه فرامذهبی بود. علاوه بر شیعیان، اهل سنت، شخصیت هایی مانند ابوحنیفه و مالک، مسیحیان، زرتشتیان و دیگر جویندگان دانش نیز در جلسات علمی امام حضور پیدا می کردند و در برخی مجالس، شاگردانی از هشت شهر و چهار مذهب مختلف در کنار یکدیگر از محضر امام بهره می بردند. داوودی چهارمین عامل را استفاده از شبکه راویان به جای کتابت متمرکز عنوان کرد و گفت: در شرایطی که حکومت عباسی با نگارش رسمی احادیث مخالفت می کرد، امام صادق(ع) ده ها راوی مورد اعتماد را به شهرهایی مانند کوفه، بصره، قم، بغداد و خراسان اعزام کردند تا معارف اهل بیت را به صورت مکتوب و سینه به سینه منتقل کنند؛ روشی که هم امنیت بیشتری داشت و هم نفوذ علمی را تا دورترین مناطق جهان اسلام گسترش داد. وی پنجمین عامل را نیاز جامعه به فقه پویا دانست و افزود: جامعه اسلامی با مسائل جدیدی در حوزه تجارت، روابط با غیرمسلمانان، پزشکی و اداره امپراتوری گسترده اسلامی روبه رو شده بود و مردم به مجتهدی نیاز داشتند که بتواند پاسخگوی مسائل نوپدید باشد. امام صادق(ع) با ارائه اصول عملی، این نیاز را برطرف کردند و به همین دلیل شاگردان نه برای تبرک، بلکه برای حل مسائل علمی و اجتماعی به محضر ایشان مراجعه می کردند. این پژوهشگر دینی با تشریح شیوه امام صادق(ع) در گفت وگو با مخالفان بیان کرد: روش حضرت بر 6 اصل اساسی استوار بود؛ اصولی که نه تنها در قرن دوم هجری، بلکه برای جهان امروز نیز کارآمد است؛ نخستین اصل، تفکیک مخالف فکری از دشمن انسانی بود، به گونه ای که امام حتی نسبت به مخالفان خود نیز کرامت انسانی را حفظ می کردند، دومین اصل، آغاز گفت وگو از مشترکات بود و حضرت در مناظره با پیروان ادیان دیگر ابتدا بر ارزش های مشترک تأکید می کردند و سپس به بیان تفاوت ها می پرداختند. داوودی گفت: اصل سوم، گفت وگوی برابر بود، به این معنا که امام هیچ گاه خود را برتر از طرف مقابل نمی دیدند و اجازه می دادند مخاطب آزادانه سخن بگوید. اصل چهارم، تکیه بر عقلانیت بود و حضرت تأکید داشتند که هر سخنی باید با برهان سنجیده شود، نه با تعصب های قومی و قبیله ای. پنجمین اصل، صبر فعال در برابر حملات لفظی بود، یعنی پاسخ مستدل و مؤدبانه بدون حمله به شخصیت طرف مقابل و ششمین اصل نیز گشودگی فضای علمی بود، به گونه ای که مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان، اهل سنت، معتزلیان و حتی افراد فاقد وابستگی مذهبی می توانستند بدون ترس از تکفیر یا طرد شدن در جلسات علمی امام حضور یابند و دیدگاه های خود را آزادانه مطرح کنند که مجموعه این اصول نشان می دهد امام جعفر صادق(ع) تنها یک فقیه یا معلم نبودند، بلکه با تبدیل علم به ابزار گفت وگو، تربیت انسان و مدیریت تعارض ها، الگویی تمدن ساز برای همه دوران ها به یادگار گذاشتند. انتهای پیام
{{name}}
{{content}}